اصطفن انطاكي
¿فصل دهم دربارهٴ طب.
آرتفيوس
¿فصل هفتم دربارهٴ شيمي.
ب. از يوناني به لاتيني
جاكومو ونيزي1
در حدود 1128 ـ 1136، زنده بود. در 1136، در قسطنطنيه اقامت داشت. در حدود 1128،
طوبيقا، آنالوطيقاي اول و ثاني و سوفسطيقا (مغالطات) را مستقيماً از زبان يوناني بهلاتيني ترجمه كرد و بر آن شرح نوشت. اين قسمت از ارغنون كه اول بار (پس از بويتيوس) در جهان لاتيني پديدار شد، به منطق جديد موسوم گرديد در برابر منطق قديم، يعني قاطيغورياس و باري ارميناس كه تنها آثار بازمانده از ترجمهٴ بويتيوس را تشكيل ميداد و تنها قسمتهاي شناختهشدهٴ ارغنون
در غرب پيشاز اين تاريخ، به شمار ميرفت. وقتي ترجمهٴ لاتيني منطق جديد ظاهر شد، عموم معاصران آن را از بويتيوس دانستند. ترجمهٴ بينام ديگري از
منطق جديد، كه بهصورت يك نسخهٴ خطي در طليطله وجود دارد، متعلق به اندكي بعد، است.
بدينترتيب، ميتوان ملاحظه كرد كه منطقجديد در ربع دوم سدهٴ دوازدهم، به سه ترتيب در جهان لاتيني پديدار شد: 1) ظهور مجدد ترجمهٴ بويتيوس؛ 2) اندكي بعد، ترجمهٴ جاكومو؛ 3) باز هم مدتي بعد، نسخهٴ بينام متعلق به طليطله. اين امر محتمل است، ولي مسلم نيست كه (1) و (2) هم زمان باشند، و (3) مدتي بعد از نيمهٴ سده، پديد آمده باشد. معلومات موجود در منطق جديد با سرعت منتشر شد: در 1132، آدام پتي پونتي (بعدها اسقف سنآساف) آنالوطيقاي اول را مورد بحث قرار داد، در همان زمان، ژيلبر دولاپوره بهنقل آن پرداخت. اغلب رسالههاي ارغنون
را تئودوريك شارتري ميشناخت، و مقارن سال 1159، جان ساليسبوري شاگرد تئودوريك از تمام
ارغنون آگاه بود، و اوتوي فريزينگي ارغنون را در آلمان معرفي
كرد. ميتوان اضافه كرد كه منطق جديد، مدتي بعد، ازراه ديگري وارد غرب شد، يعني از راه ترجمهٴ ژرار كرمونائي (نيمهٴ دوم سدهٴ دوازدهم)، از عربي.